ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
103
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را فورا بر آنها حمل كنند و به محل علاج برسانند . در آن روز كه معين شده بود تمام سپاهيان با حال نظم پيش رفتند . بخارا - خداه با عده خود باز عقب دار سپاه بود و درهها را محافظت مىكرد . افشين هم در محل خود بر كرسى نشست . ابو دلف را گفت : بمجاهدين ( داوطلب ) بگو كدام ناحيه را براى نبرد اختيار مىكنند معين نمايند بجعفر ( كه از او مدد خواسته و به او نداده بود ) گفت : تمام سپاه در اختيار تو خواهد بود . تيراندازان و آتش افروزان ( با نفط آتش مىانداختند و آنها را نفاطه مىگفتند ) افشين پس از دو هفته ( دو آدينه ) مجهز و آماده در نيمه شب پادگان تير انداز را كه عده آنها هزار تن بود فرستاد . بهر يكى از آنها يك مشگ كوچك آب و مقدارى كاك داد . چند علم هم براى خبر دادن و اشاره كردن به آنها سپرد و چند راهنما همراه آنها فرستاد كه از كوههاى صعب العبور بالا روند . آنها از غير طريق عادى و مالوف رفتند تا به محلى كه پشت تل بود رسيدند و در آن محل « آذين » سردار بزرگ بابك قرار مىگرفت و آن يك كوه بلند بود . به آنها دستور داد كه كسى بر حال و جنبش آنان آگاه نشود تا درفشهاى افشين نمايان شود و چون نماز را ادا كنند پرچمها را كه با بار حمل كرده بودند بالا برند و با افراشتن درفشها سپاه را از محل خود آگاه نمايند . پرچمها را بر نيزههاى بلند برافرازند تا خوب از دور نمايان شوند . آنگاه كوسها را بنوازند و از كوهها فرود آيند و چون نزديك شوند دشمن را يكباره تيرباران كنند و اگر پرچمها را نبينند و از جنبش لشگريان خبر نرسد از جاى خود نجنبند و بمانند تا خبر و دستور برسد آنها هم هر چه دستور داده بود كردند و هنگام سحر بقله كوه رسيدند . چون پاسى از شب گذشت افشين بسپاه خود فرمان داد كه آماده كارزار باشند شبانه بشير ترك را با جمعى از سالاران فرغانه كه همراه او بودند فرستاد كه زير آن تل قرار بگيرند . مقصود تلى است كه آذين بر آن قرار مىگرفت . افشين مىدانست كه زير آن تل كمينگاه بابك بود .